عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
387
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
مىكردند ، مىگفت : چگونه خوراكى را كه دوستى به من مىدهد نپذيرم ، خدا مىداند كه من شرمم مىآيد كه آن را رد كنم ! و چون مأمون پى برد كه او چهقدر آزمند است و هيچ چيزى را كه به او هديه مىدهند رد نمىكند ، روزانه براى او هزار درم مستمرّى معين كرد ، با وجود اين او از آزمندى خود دست نكشيد ، شاعر در اين باره گفته : شكرنا الخليفة إجراءه * على ابن أبى خالد نزله فكفّ أذاه عن المسلمين * و صيّر فى بيته أكله و قد كان فى النّاس شغل به * فأصبح فى بيته شغله يعنى : از اين كه خليفه براى ابن ابى خالد مستمرى و نزلى معين كرده بود سپاس گزارديم كه آزار او را از سر مردم بازداشت و خوراك او را در خانهاش فراهم كرد . او پيش از اين در ميان مردم مشغول بود و به كار مىپرداخت امّا كنون ، در خانه به خود مىپردازد . مأمون دينار بن عبد الله را كارگزار جبّل « 1 » كرده بود كه از آن سمت بازداشت . و دينار به مدائن آمد و يك سال در آنجا بود امّا به جهت خشمى كه مأمون نسبت به او در دل داشت در اين مدت هرگز دستورى درآمدن به حضرت به او داده نشد . سرانجام احمد بن ابى خالد دربارهء وى با مأمون سخن گفت و خشنودى او را نسبت به دينار حاصل كرد و مأمون دستورى آمدن به بغداد به او داد . روزى مأمون به احمد گفت : پيش دينار برو و بگو كه چنين و چنان كردى ، و با پرداخت ماندهء مال كه بايد بدهد با او توافق كن . چون احمد راه افتاد ، مأمون خادم خويش - ياسر - را گفت : از پس احمد برو و هر چه آنها با هم بگويند به من بگو .
--> ( 1 ) - جبّل : شهركى است بين نعمانيه و واسط ( معجم البلدان ) . شهرى است كوچك بر ساحل دجله ميان بغداد و واسط . ( ابن خلكان ) به نقل دهخدا . ( م . )